Alternate Text
۱۳۹۵/۰۹/۱۶    ۷:۰ 444 کد خبر:950914070662
سقوط با شیب ملایم
دورنمای اقتصاد جهان در سال 2017:

سقوط با شیب ملایم


وحید باسره

سال 2016 در حالی رو به اتمام است که دونالد ترامپ رییس جمهور منتخب ایالات متحده در حال آماده شدن برای در دست گرفتن سکان رهبری اولین اقتصاد بزرگ جهان در آغازین روزهای سال 2017 است. در این میان سکوت دومین اقتصاد بزرگ یعنی چین حائز اهمیت است. چینی ها دو سالی است که رشد اقتصادی خود را کند کرده اند و در تلاشند تا اقتصاد صادارت محور خود را متنوع کرده و مصرف را به محور دوم و حتی اصلی اقتصاد این کشور تبدیل کنند. در این میان این کنش چین سبب شده تا برخی از شرکای مهم این کشور مانند استرالیا متضرر شوند. کاهش تقاضای چین نسبت به واردات کالا و مواد اولیه از استرالیا رشد اقتصادی این کشور را تا 7/1 درصد در سال 2015 کم کرده است. همزمان اقتصاد جهانی نیز وارد رکود شده، چرا که طی دهه 2004 تا 2014 حدود 30 درصد از رشد اقتصادی جهان به واسطه رشد چین اتفاق افتاد اما حالا و با کند شدن اقتصاد این کشور جهان نیز رکودی نسبی را تجربه می کند. اما اینک سوال این است که آیا می توان امیدوار بود که این رکود به زودی و طی سال آتی سایه خود را از روی اقتصاد جهان بردارد؟ با وجود دشواری پاسخ اما  با توجه به انتخابات آمریکا و روند اقتصاد چین به علاوه بررسی اجمالی عملکرد اقتصادهای بزرگ می توان به پاسخی نسبی دست یافت.
از آمریکا آغاز می کنیم؛ دونالد ترامپ مقاطعه کار نیویورکی که ناباورانه سیاستمدار کهنه کاری مانند هیلاری کلینتون را در انتخابات اخیر ایالات متحده شکست داد نظریات ویژه ای در باب اداره کشور دارد. وی که سابقه ای در سیاست نداشته و تا پیش از این همواره به عنوان یک شومن ثروتمند تلاش می کرد خود را در کشورش مطرح کند اینک می رود که ساکن کاخ سفید شود. او در زمان مبارزات انتخاباتی موکدا بر پیمان های بین المللی قدیم و جدید مانند نفتا و ترانس پاسفیک که به عنوان نمادهای جهانی شدن در جهت تسهیل تجارت جهانی منعقد شده اند، تاخت. او اعلام کرد در صورت پیروزی در انتخابات یا آمریکا را از آنها خارج می کند ویا دست به بازنگری این پیمان ها می زند. چه آنکه ترامپ به دنبال جلب نظر رای دهندگانی از طبقه کارگر آمریکا بود که به دنبال شدت یافتن روند جهانی شدن طی دو دهه اخیر شغل و آینده خود را در معرض خطر می دیدند. لغو این پیمان ها در آغاز ساده به نظر می رسد اما کشورهای مهمی را متضرر خواهد کرد. ژاپن، مکزیک و تا حدی کانادا حالا خود را در معرض شرایطی تازه می بینند که اقتصادهای آنها را تهدید می کند. ژاپن سال هاست که تلاش می کند از رکودی که ابدی می نماید خارج شود به همین دلیل به پیمان ترانس پاسفیک چشم امید دوخته است. به گونه ای که نخستین واکنش را به ادعای ترامپ شینزو آبه نخست وزیر این کشور داشت که پس از دیدار با رییس جمهور منتخب گفت: خروج آمریکا از پیمان ترانس پاسفیک اجرای آن را با دشواری جدی روبه رو می کند. این پیمان را ۱۲ کشور متشکل از ژاپن، مالزی، ویتنام، برونئی، استرالیا، سنگاپور، نیوزیلند، کانادا، آمریکا، پرو، مکزیک و شیلی امضا کرده اند. طبق این توافق که بزرگ ترین منطقه تجارت آزاد در دنیا را به وجود خواهد آورد هزاران تعرفه واردات اجناس و محصولات حذف شده و برای ۱۲ کشور امضاء کننده آن، استانداردهای مشترکی را ایجاد خواهد کرد؛ امیدی که حالا با تهدید روبه روست.
در این میان مکزیک به عنوان یک اقتصاد پیشرو و نو ظهور به بازار همسایه شمالی نگاه  نیاز ویژه ای دارد اما ترامپ گفته که می خواهد پیمان نفتا را بازبینی کند. این به معنای احتمال اعمال تعرفه بر واردات از مکزیک به آمریکا و فرود آمدن ضربه ای شدید به اقتصاد نوپای مکزیک است. رییس جمهور تازه آمریکا همین شعارها را نسبت به چین داشته؛ واقعیت این است که چین دلیل اصلی انتخاب ترامپ از سوی رأی دهندگان آمریکایی است. از سال 2004 یعنی از زمانی که چین به عضویت WTO درآمد بخش زیادی از صنایع آمریکایی به واسطه هزینه بسیار پایین تر تولید به این کشور نقل مکان کرده اند. البته طبیعی است که از قِبَل این انتقالات اقتصاد آمریکا نیز متنفع شود اما همزمان با فربهی اقتصاد در بالادست، طبقات پایین دست شغل های خود را از دست دادند تا از کیک سودهای کلان اقتصادی عملا بی نصیب بمانند. بحران اقتصادی سال 2008 نیز در تسریع روند فوق کمک کرد. با این حال در آن بحران این چینی ها بودند که با خرید 1271 میلیارد دلار اوراق قرضه دولتی ایالات متحده به نجات این کشوراز بحران و به تبع آن اقتصاد جهانی  کمک کردند. اما این معنای دیگری نیز داشت. حالا چینی ها می توانند با کارت این اوراق در بازی با ایالات متحده دست بالا را داشته باشند. این نیز بستگی به کنش دونالد ترامپ دارد. او بارها اعلام کرده که می خواهد بر واردات از چین تعرفه بالای 35 درصدی اعمال کند. شاید این کار رأی دهندگان را خوشحال و این امید را در دل آنان ایجاد کند که حالا صنایع به داخل خاک آمریکا برمی گردند اما در واقعیت او با این کار تمام پیمان های جهانی، به خصوص قوانین WTO را نقض خواهد کرد تا اژدهای زرد در موقعیت واکنش قرار بگیرد؛ واکنشی که عواقب آن برای اقتصاد جهان ترسناک خواهد بود. چینی ها پیش از این نیز هرازچندگاهی و در زمان چالش های پیش آمده با ایالات متحده نسبت به فروش زیر قیمت اوراق قرضه این کشور در بازار هشدار داده بودند. اما عواقب این کار آنقدر ویرانگر است که احتمالا ترامپ و چینی ها هر دو از دست یازیدن به ادعاهایشان دوری خواهند جست.
با این حال ترامپ با سیاست نگاه به دورن خود قطعاً به پایان رکود جهانی کمکی نخواهد کرد. چین نیز در این شرایط بیش از پیش محتاط خواهد شد تا افق پیش رو همچنان مبهم و غبار آلود باقی بماند. چین در تلاش است تا هر چه بیشتر بر خود متکی باشد. اقتصاد صادرات محور این کشور با حدود 2 و نیم تریلیون دلار صادرات در سال، حالا و برای تحکیم قدرت چین متنوع شده و به اقتصادی مصرف محور تبدیل می شود. چه آنکه با این تدبیر قدرت چانه زنی این کشور در جهان به میزان قابل ملاحظه ای افزایش می یابد و با توجه به پیش بینی های کنونی که چین را اولین و بزرگ ترین اقتصاد طی سال های آتی می دانند عملاً به بزرگ ترین قدرت جهانی تبدیل می کند.
در این میان عملکرد چین و کاهش تقریباً عمدی رشد اقتصادی این کشور از میانگین 6/8 درصد در سال به حدود 6 درصد بر اقتصادهای نوظهور تأثیر منفی گذارده است. تا پیش ازاین به نظر می رسید که برزیل، اندونزی، روسیه و آفریقای جنوبی امیدهای آینده اقتصاد جهانی باشند اما اکثر این کشورها به واسطه مسائل چین، مشکلات سیاسی و کاهش قیمت نفت با کُندی رشد روبه رو شده اند. در این میان هند همچنان امیدوارانه پیش می رود اما عمق مشکلات این کشور که ریشه در مسائل فرهنگی دارد به گونه ای است که این امیدواری چندان قابل اتکال نبوده و احتمالا به زودی شاهد نوسان هایی در این رشد خواهیم بود. بر این اساس با توجه به افقی که دولت آتی ایالات متحده ترسیم می کند در همزمانی با تهدیدی که «برگزیت» متوجه اتحادیه اروپا کرده و در کنار پیچیدگی های رفتاری چینی ها و فقدان اعلام راهبردی شفاف و از پیش تعیین شده از سوی رهبران این کشور به نظر می رسد که 4 سال آینده برای اقتصاد جهانی زمانی از دشواری ها و رکود باشد. البته می توان امیدوار بود که با توجه به منطقی شدن فرآیندهای اقتصادی، بحرانی شبیه به سال 2008 در انتظار جهان نیست اما نمی توان از برآمدن پوپولیست ها در چهار گوشه جهان اینطور استنباط کرد که روزهای پر رونقی در پیش روست چه آنکه تاریخ ثابت کرده است که در پی بحران های اقتصادی عقلای قوم آستین ها را بالا می زنند و بحران را تمام می کنند اما وقتی خسته از میدان نبرد باز می گردند مشاهده می کنند که در غیبت آنها عوام گرایان(فریبان) قاب ملت را با وعده های رنگی دزدیده اند. جنگ جهانی دوم شاهد خوبی بر این مثال است.
نظرات کاربران
نظر شما ؟
نام
 
آدرس صندوق الکترونیکی
   
نظرات کاربران
 

اخبار مرتبط